دیشب داشتیم با دوستان از کارناوال انتخابات برمیگشتیم، با دو تا خانم در مورد انتخابات بحثمون بالا گرفت. البته درسته که این دو نفر آدمهای بحثپذیری نبودن و اساساً بحث باهاشون کار اشتباهی بود ولی نکته جالبی که توی تمام صحبتهاشون میدرخشید این بود که به ما به چشم دختر نگاه میکردن نه انسان!!! یا به قول خواهرم جنسیت رو بالاتر از انسانیت میدیدن!!! تا بحثی رو پیش میکشیدی زود برمیگشتن سر چهار لاخ مو که دیده بشه یا نشه، یک وجب مانتو که پایین باشه یا بالا و …!
یکی از این دو نفر زندگی خوب رو برای ما این جوری تعریف کرد:
“زندگی خوب یعنی اینکه شما شوهر کنید و بچه بیارید”
و خودشون افتخارشون در زندگی این بود که شوهر کردن، بچه آوردن و چون شوهرشون رو براساس اصول انتخاب کردن نه از توی خیابون، شوهرشون زن دیگهای ندارن!!!
چه زندگی اغوا کنندهای!!! البته مطمئناً چون اینها همگی از فطرت بانوان نشأت میگیره، مطمئناً از همه نظر ایشون رو ارضاء میکنه!!!
نتیجۀ عملیاتی: پیشنهاد میکنم که شب یک سری به خیابونها بزنید، اگه تهران هستید خیابون ولیعصر یادتون نره، کارناوال جالبی است و البته دوربین یادتون نره چون صحنههای زیبایی برای شکارکردن وجود داره که ممکنه دیگه هیچ وقت پیش نیاد!
نتیجۀ اخلاقی: ما خانمها هرچی میکشیم از گور خودمون بلند میشه، بدبختی ما اینه که از خودی میخوریم!







